معــــــــــنی زنــــــــــــــدگی چــــــــیـــــــسـت؟
یعنی خطهای کج و معوج قلم من
بیدار شدن افتاب از مشرق و غروب مهتاب از مغرب
یعنی رفتن ستاره ها پشت پرده آبی آسمان
یعنی یک روز دیگر با خدا بودن
فرصت داشتن برای نفس کشیدن
ارزیدن برای جان داشتن و زیستن
برخوردار بودن از خوان نعمت های خداوند
فرصتی برای جبران
مجالی برای خندیدن (اگر بگذارند)
مجالی دیگر برای پوشیدن چادر نماز گل گلی
سرسجده گذاشتن به شکرانه بودن
دیدن خنده پدر و شاید هم غرولند مادر
یعنی دوباره راه رفتن - دویدن- پریدن - خمیازه کشیدن
یعنی........
(دوبـــــــــــــــاره آرمیــــــــــــــــــــــدن)





زندگی آتشکده ای است در دل شبها
زندگی عشق خاموش اما پر غوغاست
زندگی رفیقی است نیمه راه
زندگی قطره ایست در دل دریاها
زندگی آئینه پاک سجده گاهم است
زندگی محرم اسرار وجودم
زندگی ریشه ده آینده در وجودم
آری زندگی زیباست

اما.....
اما نفرین بر این زندگی
هرگاه از کوچه خاطره ام گذر کردی
هرگاه شعر مرا خواندی
آنگاه لحظه ای بر مزارم توقف کن
و قطره ای اشک نثار گورم کن
زندگی نه چون تصویری است که بتوان آنرا در یک نگاه دید
و نه کبوتری است که بتوان آنرا محبوس کرد
بلکه کتابی است قطور